|
باید خواند و شنید و اگر عرضه داشت,زیرش زد!
|
دستم دلم می لرزه صدای فریاده که پیچیده تو گوشم!آااااااااااااخ خدااااا نفسم بند اومده قلبمو گرفتن تو مشتشون پرت می کنن رو اونااا!آخه مردم فقط همینو واسه پرت کردن دارن با یکم سنگ مثل اونا باطومو تیرو تفنگ ندارن که!!! وقتی قلبم میوفته تو جیب یکی از اونااا حالم بد می شه تو جیبش یه عکس نمی دونم اسمش چی بود صاحب عکسو می گم یعنی نمی خوام بدونم!شاید" محمود"چه بوی لجنی می ده این عکس!!!کنارش یه اسپره اس نمی دونم فکر کنم فلفل باشه داره نعره می کشه همونی که قلبم افتاده تو جیبش داره به ندا فحش می ده داره موهای یه پسر 19 ساله رو می کشه موهای اون تو دستشه هنوزداره ندا رو فحش می ده هنوز موهای پسره دستشه که به همکارش اشاره می کنه اون از اون چاق تره و ریشاشم بلند تره بوی عرقش حالمو بد می کنه هدفش نداس ندا کلافه کناره ماشین وایستاده داره ساعتشو می بینه صدای شلیک میاد ندا میوفته اولش هنوز نداس هنوز قشنگه اما یهو یهو همه چی قرمز می شه یهو ندااا پر می کشه قلبم داره از تو جیب همونی که گفتم آسمونو می بینه ندا داره می ره یه فرشته ام پشتشه گوشای ندارو گرفته که یه وقت زجه های مادرشو نشنوه یه فرشته دیگه ام انگشتشو گرفته سمت خدا و داره به ندا می گه تا اونجا باید پرواز کنیم و ندا که چشمش به خدا میوفته یهو ذوق می کنه چشماش برق می زنه اما یهو می لرزه یهو یادش میاد... اشاره می کنه به زمین می گه مادرم!!!فرشته ها براش آواز می خونن براش می رقصن انگار کر شدن ندا بلندتر داد می زنه اونا نمی خوان بشنون ندارو می برن که یادش بره...
قلب من هنوز اینجاست تو جیب همونی که گفتم به تاپ تاپ افتاده آخه صاحب جیب داره دنبال 3تا دختر می کنه با باطوم میزنه پشت سر یکیشون دولا می شه که اونو بکشه طرف ماشین بزرگشون که قلبم از جیبش میوفته یه پسر هفت ساله قلبمو می بینه دستش یه پاکت پر قلبه پشت سرش هزارتا پسر و دختر هفت سالن دست همشون یه پاکت پر قلبه!رو پاکتاشون عکس ایران که داره می سوزه عکس مادرای ایران که داغشونو هیچ کس نداره عکس نداهایی که رفتن دست چپ همشون یه دستبنده سبزه اما دست راستشون دست راست همشون آزاده آزاده!دست راستوشونو آزاد گذاشتن که یادشون نره واسه چی دارن داداشاو خواهرای بزرگترشونو می زنن تو چشماشون اشکه گونه های کوچیکشون خیس خیسه لبای قرمزشون بازه صداشون میاد می گن ما می ترسیم...قلب همه ما ایرانیا تو پاکتای اوناس قلب هممون این روزا از جا کنده شده...
از خواب بلند می شم شایدم از کابوس پرده پنجره رو کنار می زنم خوابم تعبیر شده هزارررررررررتا ندا تو خیابون کف آسفالت افتادن صورتای جووونشون پراز خونه دیگه نفس نمی کشن...زنگ درو می زنن می رم تو کوچه 3تا مرد و یه زن واسه تهیه گزارش اومدن زن می گه دوست داری تو اخبار نشونت بدن بیا این متنو حفظ کن من ازت این سوالو می کنم(با انگشتش رو کاغذ نشونم می ده)تو اینارو بگو یه پاکت می گیره طرفم!یه مرده کنار فیلمبردار داد می زنه از این جنازه ها نگیریاااا!زن می گه خانوم حفظ شدی؟بگیر این پاکتو دیگه! میام تو خونه درو می بندم تکیه می دم به در بغضم می ترکه...هنوز دارم گریه می کنم!!!
+این نوشته فقط و فقط ساخته ذهن خسته این روزهای منه و تاثیرگرفته از 12روز خون 12روز داغ و 12روز درد!قبل از 22 خرداد چه امیدی داشتیم چقدر چشمامون برق می زد اما حالا نمی دونیم برای چندتا ندا باید گریه کنیم!واقعا آقای رهبر! آقای رئیس جمهور! دولت جمهوری اسلامی! شما به ما بگین برای چندتا نداااا به سوگ بشینیم؟؟؟؟؟