تبليغاتX
زرشک پلو با کچاب
باید خواند و شنید و اگر عرضه داشت,زیرش زد!
سلاااااااام!

داستان این گیس بریده اینه که یه ۲ماه و نیمی موهاشو بافته بود و دیگه مدرسه دید داره پررو می شه دستور قطعی داد که بره و گیساشو ببره و حالا تو این اوضاع خونشونم باید عوض می کردن و همه چیه خونه حل شد و فقط یه جای کار می لنگید اووونم این بود که این گیس بریده می خواست همه چیه همه چیه اتاقشو عوض کنه و هنوز نتونسته چیزی که می خواد و انتخاب کنه و حالا حالاها ول معطل و تصمیم گرفت یه کار مفید بکنه و رفت موهاشو کوتاه کرد و کلی شبیه گوجه فرنگی شد!

خب این داستان این چند وقت من بود و الانم شبونه و دزدکی طی یه عملیات انتحاری اومدم خونه قبلی(چون کامپیوترجانم این جاست)تا این خبرارو واستون بنویسم اگرم کامنتارو جواب نمی دم واسه اینه که فعلا دسترسیم در حد همین عملیاتا بیشتر نیس!

ادامه ندارد اما یه پست perfect به همراه  دارد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 9:43 PM  توسط تیله  | 

سلام دوستام!نبودم کلی اتفاق افتاد واسم گیسامو بریدن اتاقمو ازم گرفتن شبا جایی واسه خواب ندارم!!!!اینجاام که هیچکی حالمو نپرسیده!!!!!!!!

ادامه دارد...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 4:12 PM  توسط تیله  | 

 

 

منبع:سینمای ما

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 10:23 PM  توسط تیله  | 

کیمیایی دیگه اون کیمیایی نیست...عوض شده...بوی غریبه گرفته...فیلماشم غریبه شدن

فیلمو دیدم ولی دلم گرفت...یاد قیصر بخیر با اون تیتراژ داش مشدیش(کار کیارستمی بود)

حالا چی شده که تیتراژ فیلمت ژستای بی حال پسرت شده استاد!؟!

خودت عوض شدی پسرتم عوض شده!؟!سیامک همونیه که تو حکم همه عاشقش شدن!؟!این همون محسن!؟!پس چرا فقط "می شناسمش"یادش مونده!؟!چرا فقط خنده های همیشگیش تکرار شده!؟!مگه قرار نبود پولادت با رئیس خودشو نشون بده!؟!

چرا ازت فقط بازیگرای ثابتت موندن!؟!چرا سیامک و باباش از فیلم تجارتت کتکخورده جا موندن!؟!چرا فکر کردی طلا باید بشه افشار و یدونه از دیالوگا نشینه رو لبش!؟!چرا هنوز حرفا نامفهوم شنیده می شه!؟!استاد ما با یه کارگاه آزاد فیلم هنوز صدابرداریش باید ضعیف باشه!؟!

همیشه دوستت داشتم و هروقت جایی ازت بد میشنیدم دلگیر می شدم زبونم می شد دراز و هی آسمون ریسمون بهم می بافتم که استاد هنوز سالم و زندس!

خودت بگو...هستی!؟!

تو زنده ای اما یکی دیگه ای...نمی دونم دیگه توان بودن نداری یا دستاتو بستن!

اما استاد...پدر...کیمیا...این همه تکرار و که اونا ازت نمی خوان...می خوان!؟!

اگه خشونت نشون می دی باشه قبول اما چرا انقد تکراری...تو چند تا فیلم دیگه زنا تلو تلو بخورن...مردا جامونده نسل سیاهی باشن که هیچوقت ندیدنشون...حیوونا سنبل خشونتت باشن...خواننده پای ثابتت بزنه و بخونه و دیالوگا مونولوگ شن و سکته توحرفا بشه یه قانون!؟!تو چند تا فیلم دیگه می خوای در جا بزنی!؟!

دوستت دارم...فیلماتم دیدم...بد و خوبشو...پس ارث بابامو ازت نمی خوام...بدون قد بودنت قبولت دارم پس اینایی که می گم همه از دلمه...اگه دلگیر نبودم لام تا کام حرف نمی زدم و بازم ایراداتو لاپوشونی می کردم...اما الان خودمم حیرون موندم!

اونی که فصل ۱۹ "جسدهای شیشه ای"رو نوشته حالا رئیس و با این اوضاع به خورد کی می خواد بده؟

من با تو رشد کردم...با فیلمات... با دست خطاط...با همه چیت نفس کشیدم!

حالا چی شده که باید رئیس و با خجالت ببینم!؟!چی شده که دیگه کیمیایی ندارم!؟!

چی شده استاد...!؟!

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 5:3 PM  توسط تیله  | 

یاد بگیریم تورروخدا یاد بگیریم واسه کی چی کار کنیم!

یاد بگیریم اگه واسه دل خودمونم قرار کاری بکنیم درستشو بکنیم!

این بچه کم زحمت نکشیده تا الان خیلی از زحمتاش بی جواب بوده کمک کنیم حالا که راهی پیدا شده جوابشو ما بدیم ما که دوسش داریمو کارشو قبول داریم!

آلبومشو ارجینال بخرین مطمئن باشین کمک کردین حتی اگه فقط یکیتون این کارو بکنین!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 4:38 PM  توسط تیله  |